تبليغاتX
شبانه های بی تو

شبانه های بی تو

شبانه های مرا می شود سحر باشی؟

برق نگاه

 

ماه از شب چشمان تو آرام گرفت

آتش ز شراب لب تو کام گرفت

 

خورشید که به نور خودش می نازد

از برق نگاه تو کمی وام گرفت!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:8  توسط پوریا عسگری  | 

خریداری!

 

من عاشق بیداری چشمان تو هستم

محتاج پرستاری چشمان تو هستم

 

هرچند که قیمت زیادی دارند

مایل به خریداری چشمان تو هستم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 13:54  توسط پوریا عسگری  | 

بفرست

 

یک نقطه ی آغاز برایم بفرست

یک حنجره آواز برایم بفرست

 

اطراف مرا گرفته دیواری سخت

یک پنجره ی باز برایم بفرست

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 21:54  توسط پوریا عسگری  | 

جاده

 

نمی خواهم -پس از این - ساده باشم

بدون دست و پا افتاده باشم

 

دلم از کوچه بودن سخت تنگ است

چه می شد اینکه من هم جاده باشم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 7:43  توسط پوریا عسگری  |