تبليغاتX
شبانه های بی تو

شبانه های بی تو

شبانه های مرا می شود سحر باشی؟

چشم تو

 

باز هم ... سلام

 

مانده ام در شور و حال چشم تو

در تب و تاب و خیال چشم تو

 

چشم من در عمر خود سیبی ندید

مثل سیب سبز و کال چشم تو

 

گونه هایم خشک شد٬ لطفی بکن

باز باران از شمال چشم تو !

 

روز و تقویم و زمان را بی خیال

تا رسیدم من به سال چشم تو !

 

دست بکش از این سئوالات عجیب

بی جواب است هر سئوال چشم تو

 

 

 

پ.ن: ... غزل می چکد از حاشیه چشمانت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 18:42  توسط پوریا عسگری  | 

کلاس چشم تو !

 

..... سلام .........

 

دستور ِ زبانِ با تو را می دانم

انشایِ دو چشمان تو را می خوانم

 

صدبار که اخراج کنی هم بانو

در زنگِ کلاس چشم تو می مانم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 1:10  توسط پوریا عسگری  |